X
تبلیغات
رایتل

کانال سخنان حکیمانه در تلگرام

مقاله : بافت پوششی


بافت پوششی

بافت های پوششی از کنار هم قرار گرفتن سلول های تقریباً مشابهی تشکیل شده اند که مسئول پوشاندن سطح خارجی بدن، حفره های داخلی، داخل تمامی مجاری توخالی و رگ های بدن می باشد.

 در واقع بافت های پوششی بیرونی‌ترین و درونی‌ترین سطح هر اندام را می‌پوشانند.

علاوه بر وظیفه اصلی که همانا پوشش سطوح است، وظایف دیگری نیز بر عهده دارد. از جمله:

 

ترشح (سلول های پوششی غدد)، جذب (بافت پوششی روده)، درک حس ( سلول های نورواپیتلیال مخاط بینی)، قابلیت انقباض ( سلول های میو اپیتلیال اطراف سلول های غده ای)، محافظت (پوست)

 

بافت های پوششی برخلاف بافت های پیوندی بسیار تخصص یافته اند، وقتی سلول های بافت های پوششی به رشد کامل می رسند، دیگر خصوصیات ساختمانی خود را تغییر نمی دهند.

در بافت پوششی سلول ها مستقیما به هم می چسبند و پرده های یک یا چند لایه ای و یا توده های منظم و به هم فشرده پدید می آورند.

بافت های پوششی که به صورت لایه ای در می آیند، اغلب روی شبکه ای از رشته های محکم قرار می گیرند. این شبکه غشای پایه نام دارد  و در واقع نقش زمینه ی نگهدارنده را بر عهده دارد.

چنانچه بافت از پرده های یک لایه ای تشکیل شده باشد بافت پوششی ساده نام دارد.

بافت پوششی ساده در انواع متفاوتی وجود دارد و این تفاوت را در بیشتر موارد شکل سلول های آن به وجود می آورند.

اگر سلول ها مسطح باشند و حاشیه ی آن ها به هم متصل باشند، بافت پوششی را سنگفرشی یا فلسی می نامیم.

سطح پوست بسیاری از جانوران از همین نوع بافت است.

اگر سلول ها مکعبی باشند، بافت پوششی را مکعبی می نامیم.

بافت پوششی

دیواره ی غده ها و مجراها اغلب از این نوع بافت تشکیل شده است.

اگر سلول ها منشوری شکل باشند و در امتداد پهلوی بلند خود به هم متصل باشند، بافت پوششی را استوانه ای می گوییم.

پوشش داخلی روده ی بسیاری از جانوران که آنزیم های گوارشی را ترشح می کنند از این نوع است.

اگر چندین لایه از بافت پوششی که از یک نوع است روی هم قرار گیرد، بافت حاصل را پوششی مطبق می گوییم.

بشره پوست پستانداران مثال خوبی برای این نوع بافت است که در آن سلول ها در نزدیک پوست سطح بدن از نوع سنگ فرشند، اما هرچه بیشتر از سطح بدن دور می شوند به حالت مکعبی نزدیکترند.

همان طور که قبلا نیز اشاره شد خون، عصب و ماهیچه را نمی توان دقیقاَ جزو بافت پیوندی یا بافت پوششی طبقه بندی کرد. زیرا عملا در آن ها تفاوت ها و شباهت هایی از این دو بافت دیده می شود.


خون
بافت پوششی

خون بیشتر به بافت پیوندی شبیه است. چون مانند بافت پیوندی که محتوی سلول و ماده ی بین سلولی است.

خون نیز مرکب از دو بخش است، ماده ی بین سلولی خون مایع و همان پلاسما است و سلول های معلق در آن شامل گلبول های قرمز و سفید و پلاکت ها هستند.

برخی از سلول های خونی منشأ مزانشیمی دارند، اما برخی دیگر این گونه نیستند.

 


عصب
بافت پوششی

منشأ بافت عصبی از نوع بافت پوششی است و از جهاتی مانند تخصص یافتگی سلول هایش به آن شبیه است.

سلول های بافت عصبی نرون نامیده می شوند و وظیفه ی آن ها هدایت پیام های عصبی است.

بافت عصبی از این جهت که آرایشی تکراری و شبکه مانند دارد با بافت پوششی متفاوت است.

 

 


ماهیچه

بافت ماهیچه ای منشأ مزانشیم دارد و از این نظر به بافت پیوندی شبیه است. اما ماهیچه ی رشد یافت بیشتر از آن که به بافت پیوندی شبیه باشد، به بافت پوششی می ماند

معمولاً ماهیچه ها فراوان ترین بافت بدن هستند. در انسان دو سوم از وزن بدن مربوط به ماهیچه هاست.

بافت ماهیچه ای دارای سه نوع است: صاف مخطط قلبی


ماهیجه صاف

بافت پوششی

 

در انواع صاف ماهیچه، سلول ها بلند و دوکی شکلند و ممکن است گروه هایی از آنها به موازات یکدیگر قرار بگیرند و لایه ای را ایجاد کنند. این ماهیچه ها به صورت غیر ارادی کنترل می شوند.

ماهیچه ‌های خودکار دیواره رگ‌ها، روده و معده از این نوعند.

 

 

 


ماهیجه مخطط

بافت پوششی

ماهیچه های مخطط که اسکلتی و ارادی هم نامیده می شوند، از اجتماع واحد هایی به نام سن سیتوم تشکیل شده است.

سرعت عمل ماهیچه های مخطط بسیار زیادتر از سرعت عمل ماهیجه های صاف است و در نتیجه ماهیچه های مخطط می توانند حرکات ناگهانی و تغییر پذیر اما در عین حال دقیق و تنظیم شده تری به وجود آورند.

از سوی دیگر ماهیچه های صاف، به انرژی نسبتا کمتری نیاز دارند و حرکات آرام تر و پایدار تر آن ها برای انجام فعالیت های مداوم و یکنواخت مانند انجام عمل گوارش به وسیله ی انقباضات دیواره ی لوله ی گوارش مناسب ترند.


ماهیچه قلبی

بافت پوششی

 

قسمت اعظم حجم قلب از این ماهیچه تشکیل شده و انقباض این ماهیچه طبیعتا غیر ارادی است و از این جهت به نوع صاف ماهیچه، شبیه است.

سلول های این عضلات توسط غشاهای پلاسمایی قطور که صفحات بینابینی نام دارند از هم جدا می شوند. این صفحات استحکام ساختمانی ماهیچه ای را که باید در تمام طول عمر فعالیت کند، افزایش می دهد.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان

تهیه و تنظیم: یگانه داودی





آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . حکیم ارد بزرگ



یکی از صحبت هایی که مرا سرگرم می نماید اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی است که بطرزی موثر در خصوص اراده و پیش بینی و مقصد و نقشه های خدا صحبت می کنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آن روز با خدا ناهار خورده اند!!! . موریس مترلینگ

 

عشق به مراتب بزرگتر و فراتر از جاذبه ی فیزیکی و جسمانی ای است که نسبت به شخص دیگری در خود احساس می کنیم . عشق حتی به مراتب فراتر از ایمان به آرمان و غایتی برتر یا علاقه شور و اشتیاق نسبت به روابط ، کار یا حتی خانواده است . باربارا دی آنجلیس



اگر ما صد مرتبه باهوش تر و چیز فهم تر از این بودیم دنیایی که به نظر ما می رسد چندان شباهتی به دنیای کنونی نداشت و اگر هزار مرتبه از این چیز فهم تر بودیم تفاوت دنیایی که به نظرمان می رسید با این دنیا زیاد تر می شد.
زیرا دنیا جز خود ما و جز آنچه در خود می بینیم و از خود می فهمیم چیز دیگری است!!!
برای چه می بایستی در آتش جهنم بسوزم و دچار عذاب باشم ؟؟؟ گناه من چیست و چه کرده ام ؟؟؟
خواهید گفت که گناه تو این است که خدا را نشناخته ای !!! ولی نشناختن خداوند گناه من نیست زیرا خود او نخواست که من او را بشناسم و گرنه من را طوری می آفرید که قادر به شناسایی او باشم.
تمام افکار و نظریاتی که من درباره خدا دارم او در وجود من قرار داده.زیرا بالاخره باید این حقیقت را قبول کرد که همه چیز را خود او آفریده است و اگر گاهی هم از خداوند سوال کنم که " تو کیستی و چیستی؟؟؟ " باز این پرسش را او در وجود من گذاشته است.
بنابراین من چه گناهی دارم ؟؟؟ . موریس مترلینگ

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
داستان پاندا کو نفوکار در ایران

سیندرلا در ایران

نقد سریال میخک

بررسی فیلم لوسی

سریال رودخانه برفی

نقد سریال عطسه از مهران مدیری - رها ماهرو

جیگر ، کلاه قرمزی

سریال نفس گرم

سریال های نوروز 1395

نقد و بررسی فیلم پذیرایی ساده - رها ماهرو

در حاشیه 2

سریال آسمان من

حکیم ارد بزرگ , ارد بزرگ , Great Orod , philosophy , Iranian philosopher